در خبرها آمده است که از ابتدای امسال تا پایان شهریور، ۱۱۳ مجوز گردشگری در استان فارس صادر شده؛ از هتل و دهکده سلامت تا بومگردی و مراکز خدماتی، با حجمی بیش از ۶۵ هزار میلیارد ریال سرمایهگذاری. روی کاغذ، این عدد یعنی اعتماد دوباره سرمایهگذاران به گردشگری؛ بهویژه در استانی که برند جهانی چون شیراز، حافظیه، تختجمشید و… را در دل خود دارد.
اما سؤال مهم اینجاست:
این ۱۱۳ مجوز دقیقاً کجا و با چه الگویی از توسعه صادر شدهاند؟
اگر بیشتر این پروژهها در همان محورهای اشباعشده شیراز–مرودشت و مراکز شهری متمرکز شوند، آیا چیزی جز تشدید تمرکز و رقابت فرسایشی بین واحدها بهدست میآید؟
سرمایهگذاری در گردشگری وقتی «نعمت» است که بر اساس آمایش سرزمین، مطالعات بازار و نیازسنجی واقعی باشد. فارس ظرفیت شگفتانگیزی در شهرستانها و روستاهای کمتر دیدهشده دارد؛ از گردشگری روستایی و کشاورزی تا گردشگری سلامت و رویداد. اگر مجوزها فقط به تکرار الگوی «چند هتل دیگر در همان نقاط معروف» منجر شود، بخشی از این سرمایهها در آینده نزدیک با خطر بلااستفادهماندن یا زیان روبهرو میشوند.
نکته دیگر، کیفیت است:
مجوز ساخت هتل و بومگردی، شروع تعهد حاکمیت به استاندارد است، نه پایان کار. بدون نظارت جدی بر کیفیت طراحی، ایمنی، آموزش نیروی انسانی و مدل کسبوکار، این پروژهها بهجای تقویت برند فارس، میتوانند به تجربههای ناامیدکننده برای گردشگران تبدیل شوند.
شفافیت میطلبد که فهرست این ۱۱۳ پروژه، نوع، مکان، میزان پیشرفت و مدل بهرهبرداریشان منتشر شود تا رسانهها، تشکلها و دانشگاهها بتوانند نقش نظارتی و تحلیلی خود را ایفا کنند.
هتلجار، دیدهبان شفافیت در هتلداری و گردشگری ایران.














