جنگ تمام میشود، بحران نیروی انسانی آغاز می شود
از کرونا تا جنگ؛ بحرانها میآیند و میروند، اما نیروی انسانی نباید هر بار از صنعت گردشگری خارج شود
گردشگری را میتوان یکی از «ترسوترين» صنایع اقتصادی در برابر بحران دانست؛ صنعتی که با کوچکترین نشانه ناامنی، بیثباتی، بیماری، بحران اقتصادی یا تنش سیاسی، سفر در آن کاهش پیدا میکند و بسیاری از کسبوکارهای وابسته به آن خیلی سریع تحت تأثیر قرار میگیرند.
شاید «ترسو» واژهای غیررسمی برای توصیف یک صنعت اقتصادی باشد، اما واقعیت این است که گردشگری بهشدت به امنیت، آرامش، اعتماد و احساس اطمینان وابسته است. وقتی مردم نسبت به آینده یا مقصدی احساس نگرانی کنند، سفر یکی از نخستین تصمیمهایی است که به تعویق میاندازند.
اما مسئله مهمتر اینجاست:
وقتی بحران میآید، آیا باید سرمایه انسانی صنعت گردشگری را هم قربانی آن کنیم؟
کرونا؛ تجربهای که نباید فراموش شود
با شیوع کرونا، هتلها، اقامتگاهها، رستورانها و بسیاری از مجموعههای گردشگری برای ماهها تعطیل یا با حداقل ظرفیت فعالیت کردند. در چنین شرایطی ، تعدیل نیروی انسانی یکی از نخستین راهکارهای کاهش هزینه در بسیاری از مجموعهها بود.
از نگاه کوتاهمدت مالی، این تصمیم قابل درک بود؛ اما مشکل از جایی آغاز شد که نیروی انسانی صرفاً به عنوان «هزینه» دیده شد.
نیروی انسانی در گردشگری هزینه نیست؛ سرمایه است.
کارکنان یک هتل فقط حقوق دریافت نمیکنند؛ آنها آموزش میبینند، تجربه کسب میکنند، با فرهنگ سازمانی آشنا میشوند و استانداردهای خدمات را یاد میگیرند. این دانش و تجربه، بخشی از دارایی واقعی یک مجموعه گردشگری است. اما نیروهایی که در دوران کرونا از صنعت خارج شدند، نمیتوانستند منتظر بازگشت گردشگری بمانند. آنها برای تأمین زندگی خود وارد مشاغل و صنایع دیگر شدند.
وقتی گردشگری دوباره رونق گرفت، بسیاری از مجموعهها با یک مشکل جدی روبهرو شدند:
نیروی انسانی باتجربه دیگر به سادگی قابل بازگشت نبود .
مجموعههایی که سالها برای جذب و آموزش نیرو هزینه کرده بودند، دوباره مجبور شدند از ابتدا نیروی انسانی جذب و آموزش دهند.
جنوب کشور ؛ نمونهای نزدیک
این مسئله در خطه جنوب کشور نیز قابل مشاهده بود. کاهش سفر و تعطیلی یا محدود شدن فعالیت مجموعههای گردشگری در دوران کرونا باعث شد بخشی از نیروهای این صنعت شغل خود را از دست بدهند و وارد حوزههای کاری دیگری شوند. پس از بازگشت گردشگری، کمبود نیروی انسانی متخصص و باتجربه به یکی از چالشهای مجموعههای این منطقه تبدیل شد.
این تجربه امروز باید یک هشدار جدی باشد؛ چون خطر تکرار آن وجود دارد.
و امروز؛ جنگ
جنگ برای گردشگری یکی از جدیترین بحرانهاست. سفر کاهش پیدا میکند، رزروها لغو میشوند، ضریب اشغال هتلها پایین میآید و درآمد مجموعهها تحت فشار قرار میگیرد.
در چنین شرایطی، دوباره همان سؤال مطرح میشود:
برای کاهش هزینهها با نیروی انسانی چه کنیم؟
ممکن است تعدیل نیرو از نگاه کوتاهمدت راهی برای کاهش هزینه باشد، اما باید به پیامد بلندمدت آن نیز توجه کرد. نیرویی که امروز اخراج میشود، فردا لزوماً به هتل بازنخواهد گشت .
او باید زندگی خود را ادامه دهد. ممکن است وارد صنعت دیگری شود، شغل جدیدی پیدا کند و پس از پایان جنگ دیگر تمایلی به بازگشت به گردشگری نداشته باشد.
جنگ تمام میشود؛ نیروی انسانی برنمیگردد
جنگ پایان مییابد. گردشگر دوباره سفر میکند. هتلها باز میشوند و سرمایهگذاریها از سر گرفته میشوند.
اما اگر امروز نیروهای متخصص را از دست بدهیم، فردا با یک سؤال اساسی مواجه خواهیم شد:
چه کسی قرار است این صنعت را اداره کند؟
هتل آماده است، اتاق آماده است و سرمایه آماده است؛ اما نیروی انسانی متخصص برای ارائه خدمات وجود ندارد.
این همان نقطهای است که باید از تجربه کرونا درس بگیریم.
سرمایه انسانی را حفظ کنیم
این به معنای آن نیست که مجموعهای در شرایط بحران و کاهش شدید درآمد، بدون توجه به وضعیت اقتصادی خود موظف باشد همه نیروها را حفظ کند.
اما مدیریت بحران فقط اخراج نیست. کاهش موقت ساعات کاری، مرخصی توافقی، جابهجایی نیرو، آموزش، استفاده از ظرفیتهای حمایتی و حفظ ارتباط کارکنان با مجموعه، میتواند بخشی از راهکارها باشد.
زیرا هزینه واقعی تعدیل نیرو فقط حقوقی نیست که امروز پرداخت نمیشود. هزینه واقعی، از دست دادن نیروی متخصص، تجربه، کیفیت خدمات و هزینه جذب و آموزش دوباره است.
بنابراین مدیران (دولتی و شبه دولتی) و سرمایهگذاران گردشگری باید یک سؤال مهم را نیز در تصمیمهای خود در نظر بگیرند:
اگر امروز این نیرو را از دست بدهم، فردا برای ساختن دوباره این سرمایه چقدر باید هزینه کنم؟
گردشگری بدون انسان، فقط ساختمان است
میتوان هتل ساخت، اتاقها را تجهیز کرد و تبلیغات گسترده انجام داد؛ اما بدون نیروی انسانی ارزشمند و حرفهای، همه اینها فقط ساختمان و تجهیزات هستند. پشت هر اتاق تمیز، هر پذیرش موفق، هر غذای خوب و هر تجربه مطلوب گردشگر، انسانهایی قرار دارند که آموزش دیدهاند و تجربه اندوختهاند.
جنگ تمام میشود. بحرانها تمام میشوند. گردشگری دوباره جان میگیرد .
اما اگر امروز سرمایه انسانی خود را از دست بدهیم، ممکن است روزی که گردشگر بازمیگردد، همه چیز آماده باشد جز مهمترین سرمایه صنعت:
انسان.
پس پیام امروز برای مدیران و سرمایهگذاران گردشگری روشن است:
نیروی انسانی را هزینه نبینیم؛ سرمایه ببینیم.
گردشگری شاید صنعتی «ترسو» باشد که با بحران عقبنشینی میکند، اما اگر قرار است بعد از هر بحران دوباره بلند شود، باید انسانهایی را که قرار است آن را دوباره بسازند، حفظ کنیم.
هادی معینفر ، کارشناس گردشگری و هتلداری














