«خشکسالی چگونه گردشگری ایران را زیر و رو کرده؟ واقعیتی که کمتر دربارهاش گفته شده»
وقتی درباره خشکسالی حرف میزنیم، خیلیها فقط کاهش بارش را تصور میکنند.
اما در صنعت گردشگری، خشکسالی یعنی تغییر کامل جذابیتهای یک مقصد.
خشک شدن دریاچهها یکی از مهمترین ضربههاست. دریاچه ارومیه که زمانی یکی از مقاصد اصلی گردشگری درمانی بود، حالا بخشهای بزرگی از ساحلش خشک شده و دهها شغل مرتبط با گردشگری را دچار رکود کرده است. در شرفخانه، متلها و هتلهای کوچک که زمانی پر از مسافر بودند، امروز با کمترین ظرفیت فعالیت میکنند.
تالابهایی مانند گاوخونی، بختگان، جازموریان و میانکاله با خشکسالی شدید مواجهاند و این یعنی کوچ پرندگان کمتر، کاهش بومگردی، کاهش عکاسان طبیعت و افت شدید سفرهای محلی. بسیاری از بومگردیها در استانهای مرکزی، فارس و یزد گزارش دادهاند که ورود گردشگر نسبت به دهه گذشته ۳۰ تا ۶۰ درصد کاهش یافته است.
خشکسالی همچنین بهطور مستقیم بر هتلداری و اقامتگاهها اثر گذاشته: افزایش هزینه تأمین آب، مدیریت فاضلاب، هزینه نگهداری فضای سبز، تاسیسات سرمایشی و گرمایشی. بسیاری از هتلها در مناطق گرمسیری جنوب و شرق، مجبورند برای جذب گردشگر بیشتر هزینه کنند، چون گرمای بیش از حد، فصل سفر را کوتاهتر کرده است.
حتی گردشگری کشاورزی و عشایری، که چند سالی بود در ایران رونق گرفته، تحت فشار است. خشکسالی باعث شده کوچها کوتاهتر، مراتع فقیرتر و تجربه گردشگران محدودتر شود.
در واقع، خشکسالی بهتدریج در حال تغییر «نقشه سفر ایرانیان» است ؛ مقاصدی که زمانی محبوب بودند، کمرمق شدهاند و مقصدهای جدید در شمالغرب و نواحی کوهستانی در حال جایگزینیاند.
و این تازه سطح ماجراست. در پست سوم، یک نگاه متفاوتتر وجود دارد که : اگر خشکسالی ادامه یابد، آینده گردشگری ایران دقیقاً چگونه خواهد بود؟
هتلجار، دیدهبان شفافیت در هتلداری و گردشگری ایران.














