پیامد های نفوذ – مدیران بی ریشه گردشگری
🔍 در اریکه مدیریت دولتی صنعت گردشگری و هتلداری ایران، مشکلی پنهان اما اثرگذار جریان دارد: مدیرانی که بعضاً نه بر پایه دانش تخصصی، تجربه حرفهای یا شناخت از بازار گردشگری، بلکه بر اساس وابستگیهای خانوادگی یا سیاسی به جایگاه رسیدهاند.
این مدیران غالباً در همان ساختار دولتی، بیآنکه سابقهای مرتبط داشته باشند، باقی میمانند و پس از مدتی، خود را ایدهپرداز معرفی میکنند؛ مقاله های اینترنتی چند خطی را بازنویسی کرده و در ابتدای هر جلسه و نشستی باید سخنرانی کنند.
اینان خود را مسبب تحولات بزرگ میدانند، سودآوری احتمالی دستگاه را نشانه مدیریت هوشمند خود تلقی کرده و زیانها را به گردن بحرانهای اجتماعی و عوامل بیرونی میاندازند.
اطرافیانشان مدام تملق میگویند و آزمون و خطاهای آنها را نشانه درایت میدانند.
اکثراً شکمهای برآمده دارند و در رستورانهای هتلهای تحت مدیریت، غذای رژیمی سفارش میدهند!.
و نتیجه همان انتخاب ها ، همین وضعیت حال حاضر است!
دنباله آن انتصاب نادرست، زنجیرهای از انتخابهای مشابه را نیز بهدنبال دارد: نیروهایی در سطوح مختلف مدیریتی و اجرایی، با همان الگوی غلط انتخاب میشوند.
این چرخه معیوب، ساختار را از توان تصمیمسازی و نوآوری تهی کرده و بهتدریج نگاه مدیریتی را از هدفهای واقعی صنعت منحرف میسازد.
امام علی (ع) میفرماید:
“اَلنّاسُ بِاُمَرائِهِمْ أَشْبَهُ مِنْهُمْ بِآبائِهِمْ”
مردم، به حاکمان خود شبیهترند تا به پدرانشان.
و این دقیقاً تأییدی است بر همان فرمایش.
وقتی کسانی با روابط، نه ضوابط، به جایگاه مدیریتی میرسند، طبیعی است که انتخابهای آنها نیز از همان جنس خواهد بود.
در این میان، نفوذهای مشکوک که در دل این انتصابها پنهان میشوند، بهتدریج به لایههای عمیقتر ساختار راه مییابند—بیآنکه بسیاری متوجه شوند.
📌 باور داشته باشیم که ریشه اصلی نفاق، بینظمی ساختاری، فرار مغزها، کنارهگیری کارشناسان مجرب، بیانگیزگی دانشجویان و فارغالتحصیلان گردشگری و مهاجرت نخبگان همینجاست.
شاید باید به این اندیشید:
چه زمانی، چگونه و تا کی، این صنعت در برابر این حجم از بیصلاحیتی سکوت خواهد کرد؟
و آیا بهتر نیست به جای رقابت در ارسال تاج گل و پیام تبریک انتصاب، به عواقب این چرخه بیمار بیندیشیم.
“ما همه سرباز وطنیم.”
📝 نکته: عکسها واقعی نیستند.














