پدرخوانده های خیالی صنعت گردشگری
در صنعت گردشگری ایران، چهرههایی هستند که در تمام نشستها، نمایشگاهها، سفرهای خارجی و جلسات مهم حاضرند — همیشه در قاب، همیشه چند قدم جلوتر از دیگران. تنهایی وارد هیچ برنامهای نمیشوند؛ اطرافشان همواره کسانی حضور دارند، اما نه همسطح، که چند قدم عقبتر.
اینان همواره منتقدان سرسخت مدیران پیشیناند، اما زمانی که همان مدیران در رأس امور بودند، از عملکردشان تمجید میکردند. امروز نیز نقدها را در محافل خصوصی بیان میکنند، ولی در حضور وزیر و معاونان فعلی، لب به تحسین میگشایند.
برای آنها مهم نیست جلسه درباره منابع انسانی باشد یا تاثیر گردشگری بر موجودات احتمالی کرات دیگر کهکشان؛ همیشه حرفی برای گفتن دارند — ولو بیربط به تخصص، بینیاز از تجربه و بیاعتنا به تحصیلات. تحصیلات دانشگاهی در گردشگری را جدی نمیگیرند، ولی درباره ضرورت تغییر سرفصلهای دانشگاهی نطق و اظهارنظر میکنند.
باور دارند که هر تغییر جدی در صنعت، باید از فیلتر آن ها عبور کند. و غیر از آن هر اقدامی برای اصلاح ساختارها یا مشارکت واقعی، با سنگاندازیهای پشتپرده آن ها مواجه میشود. انگار صنعت، تنها به شرط حضور آنها باید شکل بگیرد و ادامه یابد.
از صراحت، فقط برای حاشیهسازی استفاده میکنند و در عمل، مدافع وضع موجودند.
📌 این پدرخواندههای خیالی، نه نقش واقعی در حل بحرانها دارند، نه صدای بخشهای خاموش صنعتاند. تنها هنرشان، تثبیت حضور است؛ حضوری بیخروجی، بیپاسخگویی، و بینیاز به ارزیابی.
آنها دون کیشوتهای گردشگری ایران هستند؛ در میدان جنگی خیالی با دشمنانی که یا وجود ندارند، یا خودشانند.
فقط خودشان و اطرافیانشان را قبول دارند . دیگران یا بی سوادند ، یا بی تجربه ، یا وابسته .
مصداق این جمله از فیلم پدرخوانده هستند که معتقد بود :مرد واقعی فقط باید برای خانواده اش ( از دید اینان اطرافیانش !)وقت بگذارد ، وگرنه مرد نیست !
“A man who doesn’t spend time with his family can never be a real man














