هتلداری ایران؛
۸۰٪ ظرفیت در ۲۰٪ جغرافیا
در نگاه اول، ممکن است پراکندگی هتلها در ایران تصادفی به نظر برسد، اما واقعیت چیز دیگریست: حدود ۸۰ درصد ظرفیت اقامتی استاندارد کشور، تنها در ۲۰ درصد از جغرافیای ایران متمرکز شده است—کلانشهرها، مقاصد پرتردد و چند منطقه خاص در شمال و مرکز.
در مقابل، مناطق گستردهای از ایران که ظرفیتهای بالقوه گردشگری دارند، تقریباً از چرخه هتلسازی حذف شدهاند. نگاهی به استانهای غربی، شرقی و جنوبی کافیست تا این نابرابری آشکار شود: جایی که طبیعت بکر، فرهنگ غنی، و جذابیت اقلیمی وجود دارد، اما زیرساخت اقامت وجود ندارد.
با این حال، وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی بهعنوان نهاد سیاستگذار، نهتنها در برابر این تمرکزگرایی موضع نگرفته، بلکه با صدور مجوزهای تکراری در همان مقاصد اشباعشده، به گسترش این نابرابری دامن زده است.
نبود سازوکار نظارتی بر مکانیابی پروژهها، غیبت مطالعات بازار، و بیتوجهی به تحلیل مقصد، به آشفتگی فضایی در توسعه هتلها منجر شده است.
پیامد چیست؟ رقابت ناسالم در چند شهر خاص، کاهش کیفیت خدمات به دلیل فشردگی تقاضا، و در آنسو، فرصتسوزی در مناطقی که میتوانستند مقصد جدید گردشگری باشند.
سرمایهگذار نیز قربانی همین بینظارتی است؛ چون پروژهای را در نقطهاشباع اجرا میکند و در بازگشت سرمایه دچار چالش میشود.
توسعه پایدار گردشگری نیازمند نظارت فعال،هدایت حرفهای سرمایهگذاری، و بازنگری در سیاستهای صدور مجوز اقامتگاههاست.
بدون اینها، مسیر توسعه همچنان نابرابر، ناپایدار و گمکرده مقصد باقی خواهد ماند.














