نیروی انسانی بی تشکل ، بی دفاع
گویا قرار است روز دوشنبه ۵ خرداد، در وزارت میراث فرهنگی، با دعوت از هفت تشکل گردشگری کشور جلسهای برای بررسی «پیشنویس آییننامه نحوه تشکیل و فعالیت تشکلهای حرفهای گردشگری» با ریاست انوشیروان محسنی بندپی معاون گردشگری کشوربرگزار شود.
اما این جلسه، بیش از آنکه بتواند نماد مشارکت باشد، نماد ندیدن است.
ندیدن بدنه گردشگری ایران. ندیدن کسانی که سرمایههای اصلی گردشگری ایران هستند. ندیدن افرادی که بار اصلی خدمات را بر دوش میکشند. ندیدن کسانی که سالهاست بدون تشکل، بدون حمایت و بدون تریبون ماندهاند.
❗️سؤالهای بیپاسخ:
• چرا در صنعتی که هزاران مدیر، پذیرشگر، خانهدار، رزرواسیون،آشپز ، سرآشپز، کارمند هتلی و دفاتر خدمات مسافرتی، راننده و نیروی خدمات فعالاند، حتی یک تشکل مستقل برای نیروی انسانی وجود ندارد؟
• چرا تمام ساختارهای صنفی رسمی در گردشگری، تقریباً بهصورت کامل کارفرمایی و سرمایهمحور هستند؟
• چرا تنها تشکل کارگری رسمی، مربوط به راهنمایان گردشگری است و حتی این گروه هم بارها از بیمهری مسئولان گلایه کردهاند؟
• چرا هیچ نهاد رسمی، دغدغه تشکیل کانون مدیران یا کارکنان حرفهای هتلها، دفاتر خدمات مسافرتی، رستورانها یا اقامتگاهها را ندارد؟
• تا چه زمانی کسانی که سرمایه ندارند، فاقد صدا خواهند بود؟
صنعت گردشگری و هتلداری ایران، به تشکلهای مستقل، تخصصمحور و عدالتمحور برای نیروهای انسانی نیاز دارد.
نه برای نمایش، نه برای آمارسازی؛ بلکه برای احقاق حق، گفتوگو با دولت، مشارکت در تصمیمسازی و دفاع از منزلت شغلی هزاران نفر.
🔻 بدون تشکل، صدا شنیده نمیشود.
🔻 بدون شنیده شدن، سیاستها ناعادلانه میمانند.
📌 آیا وزارت میراث فرهنگی تنها صدای صاحبان مجوز و سرمایه را میشنود؟
وقتی تشکل ها یعنی فقط کارفرما و سرمایهدار، دیگر تشکل نیست؛ تریبون نابرابر است.
🎯 اگر سیاستگذار فقط با بخشی از بدنه صنعت گفتوگو کند، خروجی نه ملی است و نه حرفهای.
🔻 بدنه واقعی گردشگری ایران به تشکلهایی نیاز دارد که «نمایندهی واقعی» بدنه زحمتکش، متخصص و بیصدا هم باشند.
در پست بعدی آیین نامه مربوطه را هم نقد خواهیم کرد.
نکته : عکس واقعی نیست.














