📌 سفر مدیران از کرهی دیگر به قلب صنعت گردشگری ایران!
برخی از مدیران ارشد گردشگری، این روزها جملاتی به زبان میآورند که اگر کسی از حال و روز واقعی این صنعت خبر نداشته باشد، تصور میکند ایران در صدر جدول جذب توریست جهانی ایستاده!
جالبتر آنکه خود این بزرگواران بعد از ادای این جملات، نه تنها نمی خندند ، بلکه حتی لبخند هم نمیزنند!
گویی کاملاً باور دارند که همه چیز گلوبلبل است و ما هستیم که زیادی نگرانیم.
👔 لیست مأموریتهای خارجیشان طوری چیده شده که انگار به فتح قارهها رفتهاند.
بعد که برمیگردند، با چنان افتخار از سفرهای پیاپی و جلسات خارجی صحبت میکنند که انگار منت گذاشتهاند چند روزی به کشور سر زدهاند.
شاید ما باید «تشکر ویژه» کنیم بابت این فداکاریها!
📊 مشاوران پرتعداد، کمیتههای پُر سر و صدا، نشستهای خبری، بولتنهای رنگی، و وعدههای بیسرانجام… همه هست، همه فعال، همه در حرکت — اما فقط روی کاغذ.
هیچکس از آنها نمیپرسد: واقعاً آخرین باری که با یک راهنمای تور واقعی، یک مدیر هتل شهرستانی یا حتی یک مسافر خارجی حرف زدید، کی بود؟
آیا تا به حال خودتان بیواسطه، «کف خیابان گردشگری» را دیدهاید؟ یا فقط عکسش را در سایت ها؟
🔍 همهچیز را هم گردن اتفاقات بیرونی میاندازند.
تحریم، بحران، جنگ ۱۲روزه، قیمت نان، سوخت، دلار… خلاصه همه مقصرند جز خودشان.
گاهی هم چنان ژست تحلیلگر میگیرند که واقعاً ما هم لحظهای باورمان میشود با تحلیلهایشان قرار است وضعیت گردشگری را متحول کنند!
بازی بهقدری طبیعی اجرا میشود که اگر نمایشنامهنویس بودیم، برایشان کف میزدیم.
فقط یک سؤال بیجواب میماند:
چرا اینهمه نقشآفرینی، هنوز حتی یک سکانس واقعی برای نجات گردشگری ایران نداشته است؟
“ما همه سرباز وطنیم.”














