📝 در گفتوگوی سهشنبه ۴ شهریور ۱۴۰۴ به مناسبت هفته دولت، وزیر میراث فرهنگی بار دیگر به ظرفیتهای عظیم ایران در حوزه گردشگری اشاره کرد: ۳۴۷ هزار اثر ملی، ۲۶ اثر جهانی، و صدها جاذبه طبیعی و فرهنگی.
این آمارها بیشک مایه افتخار است؛ اما پرسش اساسی همچنان پابرجاست: چرا با چنین گنجینهای، سهم ایران از بازار جهانی گردشگری هنوز در حدی ناچیز باقی مانده است؟
وزیر از «چالشهای تصویر ملی» سخن میگوید و رسانههای خارجی را متهم به تحریف چهره ایران میکند. این نکته درست است، اما صورت مسئله کامل نیست. واقعیت آن است که مشکل اصلی در داخل کشور است؛ وقتی زیرساختها ناقص، خدمات غیررقابتی، و مدیریتها پراکندهاند، هیچ کمپین رسانهای نمیتواند تصویر ایران را در ذهن گردشگر جهانی تغییر دهد.
از سوی دیگر، به تشکیل «شورای راهبردی» و «اتاق فکر» با حضور نخبگان اشاره میشود. ایدهای در ظاهر ارزشمند، اما تجربه گذشته نشان داده است که این اتاقها و کمیتهها بیش از آنکه خروجی عملی داشته باشند، به جلسات بینتیجه تبدیل شدهاند. نخبگان دعوت میشوند، ایدهها مطرح میگردند، اما در نهایت تصمیمگیریها همان مسیر تکراری و غیرکارشناسی را طی میکند.
به بیان ساده، مشکل امروز صنعت گردشگری ایران، نه کمبود ایده و نه فقدان ظرفیت است؛ بلکه ناتوانی در ترجمه ایدهها به اقدام اجرایی است. وقتی حتی ابتداییترین نیازهای گردشگر ـ امنیت، خدمات استاندارد، شفافیت اطلاعات، و تجربه سفر خوشایند ـ تأمین نمیشود، دیگر آمار آثار ثبت جهانی و جلسات اتاق فکر چه دردی را دوا میکند؟
بنابراین، اگرچه ظرفیتهای ایران بینظیر است، اما بدون مدیریت علمی، شفافیت، و اراده برای شنیدن نقدها، این ظرفیتها همچنان در حد شعار و نمایش آماری باقی خواهد ماند. وقت آن رسیده است که به جای اتاقهای فکر بیخروجی، صدای واقعی فعالان میدانی و کارشناسان شنیده شود.
🔖 این نوشته سومین و پایانی بخش از سهگانه نقد و تحلیل گفتوگوی وزیر میراث فرهنگی با روزنامه ایران به مناسبت هفته دولت است.














