🔍 در صنعت گردشگری و بهویژه هتلداری، تفاوتی ظریف اما حیاتی میان «مدیریت کردن» و «هدایت کردن» وجود دارد. اما گاه این تفاوت نادیده گرفته میشود—خصوصاً وقتی انتخاب مدیران، بر پایه وابستگیهای بیرونی و نه تخصص درونی صورت میگیرد.
در برخی هتلها و مجموعههای گردشگری که زیرمجموعه نهادهای دولتی یا شبهدولتی هستند، نوعی رویکرد ادارهمحور بروز می کند. مدیر، تنها در پی حفظ ساختار موجود است؛ نه خلق ارزش، نه نوآوری،.
در چنین شرایطی، نیروی انسانی متخصص نیز دچار بیانگیزگی میشود. وقتی مسیر ارتقا نه بر اساس شایستگی، بلکه بر مبنای روابط تعریف شود، کارکنان توانمند یا مهاجرت میکنند، یا منزوی میمانند.
از طرفی، برندهایی که سالها با سرمایه ملی و مردمی شکل گرفتهاند، دچار فرسایش تدریجی میشوند؛ چرا که مدیر، نگاه بنگاهدارانه ندارد، بلکه وظیفهمحور و گاه صرفاً گزارشمحور عمل میکند.
📌 آنچه بعضا امروزه در لایههای مدیریت دولتی برخی از مجموعههای گردشگری رخ میدهد، فقط یک ضعف در اجرا نیست؛ نتیجه سالها نفوذ شک برانگیز و تدریجی نگاههای غیر تخصصی در ساختار تصمیمسازی است. نفوذی که آرام آمد، ولی امروز با سکوتی آزاردهنده، جا خوش کرده است.
نفوذ مدیریت هایی که به سخنرانی علاقه داشته و حاضر هستند برای چند دقیقه سخنرانی در یک همایش معمولی و با حضور چند ده نفر ، ده ها میلیون تومان از سرمایه های مردمی در اختیار را ، تحت عناوینی همچون اسپانسری هزینه نمایند .
نفوذ مدیرانی که به شایسته گزینی و جانشین پروری و انتخاب نیروهای مدیریتی و کارشناسی از بدنه اعتقاد نداشته و فقط بله قربان گویان مدیران نفوذی بالا دستی خود هستند . آنان انتقاد را بر نمی تابند ، منتقد را حذف کرده و راه را برای چابلوسان و متملقان هموار تر می سازند .
📌 تا زمانی که این نفوذها شناسایی نشوند و به رسمیت شناخته نشوند، نمیتوان انتظار شکوفایی داشت. صنعت گردشگری به مدیرانی نیاز دارد که «از جنس آن» باشند—نه فقط منصوب برای آن.
“ما همه سرباز وطنیم.”
نکته : عکس ها واقعی نیست .














