هفته گردشگری در ایران، طبق روال هر سال، با انبوهی از پیامها، بیانیهها و سخنرانیها آغاز شد؛ صحنهای تکراری که در آن برخی از همیشگی ها ردیف جلو نشستند و برخی از آنان پشت تریبون ایستادند، و هر یک به سهم خود نسخهای تکراری برای نجات گردشگری پیچیدند.
از «گردشگری؛ پیوند ملتها» تا «توسعه بازارهای جدید» و از «افزایش تسهیلات مالی» تا «لزوم نقش پررنگ بخش خصوصی»؛ جملات زیبا و شعارهای پر زرقوبرق که بیشتر به مسابقهای در استفاده از واژگان فاخر شباهت داشت تا ارائه راهحل.
نکته جالب اینکه تقریباً همه سخنرانان در یک نقطه به اجماع رسیدند: بخش خصوصی باید بیشتر تلاش کند و بار اصلی گردشگری را به دوش بکشد. گویی تنها مأموریت آقایان دولتی، صدور پیام و بیانیه است و همه مسئولیتها بر گردن فعالانی است که همین حالا زیر فشار مالیات، بیمه، بحران نقدینگی، رکود پساکرونا و بیثباتی سیاستگذاری کمر خم کردهاند.
در این میان، پیام ناصر طباطبایی، رئیس جامعه هتلداران یزد، حال و هوای دیگری داشت. او در استوری خود که بسیار دیده شد ، صریح نوشت: «روز گردشگری را به فعالینی که سرنوشتشان در دست برخی مدیران نابلد گرفتار است، تسلیت میگویم.»
این جمله کوتاه، شاید بیش از همه بیانیههای رنگارنگ، واقعیت صنعت گردشگری امروز را نمایان کرد. واقعیتی تلخ که نشان میدهد فاصله میان مشکلات روزمره بخش خصوصی و روایتهای رسمی مدیران هر روز عمیقتر میشود.
واقعیت این است که بخش خصوصی چیزی فراتر از تابآوری در برابر بحرانهای پیاپی نمیتواند عرضه کند مگر آنکه دولت و مدیران دولتی، بهجای انباشت بیانیه و سخنرانی، پاسخگوی عملکرد و تصمیمات خود باشند.
زمان آن رسیده است که مدیران «همیشه در صحنه» بدانند با تکرار شعارها و انداختن همه بار بر دوش بخش خصوصی، صنعت گردشگری جان نمیگیرد.
آنها دیر یا زود، پاسخ این همه غفلت و بیتوجهی را باید بدهند.
بزودی و در یک پست جداگانه ، از ناصر طباطبایی بیشتر خواهیم گفت .
🔖 «ما همه سرباز وطنیم»














