✍️ سیدمصطفی موسوی رییس کمیسیون گردشگری اتاق بازرگانی ایران اخیراً در نشست بررسی برنامه هفتم توسعه تأکید کرده است که «در صورت بازگشت مکانیسم ماشه، گردشگری میتواند مرکز قدرت اقتصادی ایران باشد» و هیچ صنعتی بیش از این بخش توان ارزآوری ندارد.
این سخن، در نگاه نخست جذاب است. واقعیت آن است که گردشگری ذاتاً میتواند در شرایط تحریم، بهدلیل انعطاف و گستردگی مخاطبان، یکی از معدود راههای باقیمانده برای کسب درآمد ارزی باشد. بازار کشورهای منطقه، همسایگان نزدیک، و حتی چین و هند ظرفیتهایی دارند که اگر بهدرستی مدیریت شوند، میتوانند بخشی از فشار تحریمها را جبران کنند.
اما پرسش اصلی اینجاست: آیا در صورت فعال شدن مکانیسم ماشه، واقعاً ورود گردشگران خارجی به ایران امکانپذیر خواهد بود؟ تجربه سالهای گذشته نشان میدهد که بازگشت تحریمها فقط نفت و بانک را هدف نمیگیرد، بلکه در عمل خطوط هوایی، بیمه پروازها، نقلوانتقال بانکی و حتی سیستم های رزروهای آنلاین را هم مختل میکند. در چنین شرایطی، نه می توان پروازی را رزرو کرد ، نه بیمهها حاضر به پوشش مسافران هستند، و نه گردشگر خارجی با ذهنیت منفی رسانهها ریسک سفر میپذیرد.
از سوی دیگر، صنعت هتلداری کشور هنوز با چالشهای جدی روبهروست: دهها پروژه نیمهتمام، کمبود هتلهای استاندارد در مقاصد متنوع، و بحران نیروی انسانی متخصص. در چنین شرایطی، تصور اینکه گردشگری یکتنه بتواند جایگزین درآمدهای ارزی نفت شود، بیش از حد خوشبینانه است.
البته این به معنای نفی ظرفیتهای واقعی نیست. اگر دیپلماسی اقتصادی فعالتر شود، تسهیلات بانکی برای سرمایهگذاران فراهم گردد، زیرساختها در مقاصد کمتر شناختهشده توسعه یابد و تصویر بینالمللی ایران ترمیم شود، گردشگری میتواند نقشی مؤثرتر در کاهش فشار تحریمها داشته باشد. اما آنچه باید پرهیز شود، تکرار شعارهایی بدون پشتوانه دقیق علمی و منطقی است. صنعت گردشگری برای ایفای نقش واقعی در اقتصاد، بیش از هر چیز به برنامهریزی عملیاتی، دادههای قابل اتکا و سیاستهای پایدار نیاز دارد.
🔖 «ما همه سرباز وطنیم»














