مدیریت متوهم؛ بلای جان گردشگری و هتلداری ایران
سالهاست صنعت گردشگری و هتلداری زیر سایه مدیریتی نفس میکشد که بیشتر شبیه توهم است تا تدبیر.
مدیرانی که واقعیت را نه آنطور که هست، بلکه آنطور که دلشان میخواهد میبینند؛ مدیرانی که در ذهن خود همیشه «قهرمان»اند.
برای این مدیر، حقیقت فقط یک منبع دارد: خودش. اگر رکود و کاهشی هست، مقصر زمین و زمان است؛ از کارمند بیانگیزه گرفته تا تحریم و حتی «جنگ ۱۲ روزه». اما اگر موفقیتی به دست آید، بیدرنگ آن را در کارنامه خود ثبت میکند، گویی دیگران هیچ نقشی نداشتهاند.
این مدیریت متوهم، عاشق آمار و ارقام بیمنبع است. با عباراتی مثل «رشد بیسابقه» یا «افزایش چشمگیر» تصویری میسازد که فقط روی کاغذ زیباست. در عمل، فرسودگی زیرساختها، نبود آموزش حرفهای، ضعف بازاریابی بینالمللی و خدمات بیکیفیت هتلها همچنان پابرجاست.
مشکل اینجاست که این مدیران نه صدای منتقد را میشنوند و نه حاضرند پای حرف متخصصان مستقل بنشینند. حلقهای از تأییدکنندگان دور خود ساختهاند تا هر تصمیم اشتباه را تحسین کنند.
به جای اقدام عملی، نمایش رسانهای برپاست؛ همایشهای پرزرقوبرق، سخنرانیهای شعاری و حرفهای احساسی درباره «ایران هویت ماست» که شاید تیتر خوبی برای خبر باشد، اما گرهی از صنعت باز نمیکند.
گردشگری و هتلداری ایران بیش از هر چیز به مدیریت واقعبین، نقدپذیر و شجاع نیاز دارد؛ مدیری که مسئولیت بحران را بپذیرد، موفقیت را بین همه تقسیم کند و به جای فرار از حقیقت، آن را اصلاح کند.
با این ذهنیت متوهم، نه گردشگری رشد میکند، نه هتلداری پیشرفت. فقط دفتر گزارشها قشنگتر میشود و سالن همایشها شلوغتر.
آنها همیشه معتقدند که همه چیز با وجود ما خوب است . اما به قول سید علی صالحی :
از نو برایت می نویسم ؛
حال همهی ما خوب است…
اما تو باور نکن!
“ما همه سرباز وطنیم.”














