آیا برای کوچ کردن، باید حتماً بازیکن بود؟/ پارادایمی که در فوتبال تغییر کرد
در تاریخ مربیگری فوتبال، همواره جریانی وجود داشته که معتقد است «مربی بزرگ، بازیکن بزرگ بوده است». اما حقیقتِ عیان در فوتبال مدرن، سیلی محکمی به این باور سنتی زده است.
زمانی که «آریگو ساکی» بدون سابقه بازی حرفهای، میلان را به قلههای فوتبال جهان رساند، با منتقدانی روبرو شد که میگفتند او هرگز طعم توپ را نچشیده است؛ پاسخ او اما در تاریخ ماندگار شد:
«من هرگز نمیدانستم که برای اینکه سوارکار باشم، باید ابتدا اسب بوده باشم!»
امروز، جهان فوتبال پذیرفته است که «دانش تاکتیکی» و «مدیریت استراتژیک» مقولاتی جدا از «مهارتهای فردی بازیگر» هستند.
نامهایی چون ژوزه مورینیو که از مترجمی به پرافتخارترین مربی جهان تبدیل شد؛ جولیان ناگلزمان که دانشِ آکادمیکش او را به نیمکت تیم ملی آلمان رساند؛ مائوریتسیو ساری، کارمند بانکِ سابق که با مدل تاکتیکی «ساریبال» ایتالیا را تکان داد؛ آندره ویلاش-بواش که قهرمانی اروپا را بدون سابقه حرفهای بازی کسب کرد و کارلوس آلبرتو پریرا که جام جهانی را برای برزیل به ارمغان آورد، تنها چند نمونه از این لیست بلندبالا هستند.
این مربیان، نه با اتکا به خاطرات دوران بازی، بلکه با تکیه بر تحلیلِ دیتا، روانشناسیِ گروهی و نوآوری، فوتبال را از یک سرگرمیِ تجربی به یک «علمِ مهندسیشده» تبدیل کردند.
این درسِ بزرگ برای تمامی صنایع است: در دنیایی که دادهها حرف اول را میزنند، سابقهِ اجرایی در سطحِ پایین، تضمینکننده نبوغ در سطوحِ مدیریتی نیست.
در پست بعدی، این استعاره را به دنیای هتلداری ایران میبریم و با نگاهی به حواشیِ اخیر، از ضرورتِ ورودِ علوم نوین به صنعت هتلداری خواهیم گفت.
هتلجار نیوز؛ دیدهبان شفافیت در گردشگری و هتلداری ایران














