فرافکنی زیر سایه بحران
این روزها بحرانها، بهویژه جنگ و ناآرامیها، به دستاویزی برای شانه خالی کردن از مسئولیت، توجیه اشتباهات گذشته و فرار از پاسخگویی تبدیل شدهاند.هرجا کمکاری، ندانمکاری یا حتی بیکاری مسئولان به چشم میخورد، سایه سنگین “بحران” را علم میکنند و پشت آن پنهان میشوند.
وزیر و مسئولانی که امروز تریبون و قلم در اختیار دارند، مدعیاند که اگر جنگ ۱۲ روزه اخیر رخ نداده بود، ما اکنون در آستانه یک جهش بزرگ در صنعت گردشگری قرار داشتیم. عجب! گویی فقط همین دوازده روز مانع پرواز فیلی شده که هیچگاه وجود خارجی نداشته است.
استفاده از واژههایی چون «مرحله تاریخی»، «تحولات ژئوپلیتیکی» و «ضرورت بازتعریف گردشگری» تلاشی است تا شاید بتوان اشتباهات را در پشت آن ها مخفی نمود.اما تاریخ گذشته این سخنوری ها ثابت کرده است که این واژهپردازیها نه برنامه میسازندو نه توسعه میآورند.
در هر جنگ، آسیبهایی متوجه اقتصاد و روان جمعی ملتهاست.اما وقتی میشنویم که گردشگری «میتواند محرک اقتصاد ملی باشد»، میپرسیم: شما در زمان پیشاجنگ چه کار کرده بودید که الان در زمان پساجنگ از آن دست آورد ها می گویید؟چه برنامهای داشتید؟ چه راهی رفته بودید که به ناگاه جنگ آن را برید؟ آیا مقصد جادهای که شما پیمودید ، مشخص بود؟
واقعیت این است که گردشگری ما نه با بحران، بلکه سالهاست با سوءمدیریت، بیبرنامگی و دوری از تعامل با بخش خصوصی دستبهگریبان است.
اگر امروز زمینگیر شده، بهخاطر توپ نیست؛ چند صباح دیگر همه چیز آرام خواهد گرفت.
ولی باید درس گرفت ، باید درس گرفت که وجود بحران های پی در پی در گردشگری ، به خاطر پای لنگ برخی از مدیران است .
بخاطر انتخاب ها و انتصاب های غلط و فرمایشی است .
بهخاطر تدبیرهای نادقیق و راههای غلط است.
بخاطر دیدن گردشگری از سالن های مجلل هتل های ۵ ستاره و دیدن مردم گردشگر از پشت شیشه های دودی خودروهاست.
و تا زمانی که این شیوه مدیریت جاری و ساری است، هر روز توپ در زمین گردشگری زده خواهد شد .
لطفاً بهجای بازی با واژهها و ترسیم رویای پرواز فیلها، واقعیت را بپذیرید:
گردشگری ایران نیازمند مدیرانی حرفه ای ، عملگرا و پاسخگو است، نه قصهگوهایی پشت بحران.
📌 کافی است به پشت سر خود نگاه کنید. وضعیت امروز ، حاصل بی تدبیری دیروز است . راه اشتباه را اگر دوباره رفتید دیگر گمراه نیستید ، مغرض اید.
“ما همه سرباز وطنیم.”














