مدیریت ویژهخواری در گردشگری؛
«یکی از عمیقترین زخمهای مدیریت دولتی، حضور مدیران خاص در حوزههای مهمی چون گردشگری و هتلداری است؛ افرادی که نه از مسیر تخصص و تجربه، بلکه با تکیه بر وابستگیهای فامیلی، سیاسی، قومی یا رفاقتی – و گاه با کلیدهایی که از اتاقهای پیشین به همراه آوردهاند !( البته از سمت های خاص پیشین ) – به صندلیهای طلایی مدیریت رسیدهاند؛ همانهایی که در سایه، به نام “آقازاده” شناخته شده و یا خود را آقازاده می پندارند!. »
این مدیران، بیآنکه حتی روزی را در میدان واقعی تجربه و تلاش گذرانده باشند، با رزومههای بادکرده و پُر از سمتهای صوری، خود را متخصص جا میزنند و با کمک دستان به ظاهر پنهان، پلههای ترقی را یکییکی و بیزحمت طی میکنند.
آنان نیز به جای شایستهسالاری، حلقهای از دوستان و همقطاران خود را وارد بازی می کنند؛ نه برای اصلاح ساختار، بلکه برای تداوم بقا و تضمین همان صندلی طلایی.
در چنین فضایی، نیروهای متخصص و معترض به حاشیه رانده میشوند، جای شایستهگزینی را چاپلوسی و باندبازی میگیرد، و صنعت، اسیر تصمیمهای بیپشتوانهای میشود که بیشتر رنگ خودنمایی دارند تا تدبیر.
بدتر آنکه این مدیران بهجای اصلاح، ادامهدهنده راه مدیران ناکارآمد پیشین میشوند، چرا که شناختی از نیروی توانمند واقعی ندارند.
لازم نیست زیاد دقت شود ؛ این افراد به راحتی قابلشناساییاند.
همه ما میدانیم چه کسانی پشت این چهرهها ایستادهاند و چگونه مناسبات قدرت، آینده این صنعت را به گروگان گرفته است.
همه ما سرباز وطنیم و به پاس این سربازی ، آمادهایم برای بهبود شرایط ، این چهرهها را با جزئیات افشا کنیم. تنها در شرایط فعلی ، اندکی ملاحظه داریم؛ ملاحظه به احترام کشور ، به احترام حرفهایگری.
✍️ سوال این است که تا کی باید مدیریت هتلداری و گردشگری کشور، قربانی آزمون و خطای کسانی شود که تنها هنرشان داشتن “رابطه” است نه “صلاحیت”؟.
سوال بی جوابی که گویا هیچ پاسخ مناسبی برای آن نیست.
“ما همه سرباز وطنیم.”














