در بامیان، کوه هنوز ایستاده است؛ اما دو قامت سنگی که قرنها از دل صخرهها به افق نگاه میکردند، دیگر نیستند.
آنچه مانده، فقط دو حفره عظیم در دل کوه نیست؛ یک خلأ تاریخی است، زخمی بر حافظه بشری، و نشانهای از لحظهای که تندروها تصمیم گرفتند به جای گفتوگو با تاریخ، آن را منفجر کنند.
بوداهای بامیان، دو پیکره عظیم در دل درهای بودند که روزگاری بر مسیر جاده ابریشم میدرخشید. یکی حدود ۳۸ متر و دیگری حدود ۵۵ متر ارتفاع داشت؛ آثاری که بنا بر پژوهشها، در حدود سدههای ششم و هفتم میلادی ساخته شدند و از ترکیب هنر یونانی-بودایی، معماری صخرهای و ذوق هنری مردمان آن سرزمین پدید آمدند. اینها فقط مجسمه نبودند؛ سندی بودند از افغانستانی که زمانی محل تلاقی فرهنگها، آیینها و رفتوآمد کاروانها بود.
اما در فوریه ۲۰۰۱ فرمان نابودی صادر شد و در مارس همان سال، تخریب بهتدریج انجام گرفت. اکنون که ۲۵ سال از آن روزهای تاریک میگذرد، آن سکوت هنوز از دل کوه بامیان میپیچد.
یونسکو این رخداد را «تخریب تراژیک و عمدی یک میراث فرهنگی غیرقابل جایگزین» توصیف کرده است؛ و جهان، در برابر آن، فقط نظارهگر فرو ریختن بخشی از حافظه مشترک بشر بود.
میگویند از آن مجسمهها باید فقط به عنوان سنگ یاد کرد؛ اما حقیقت این است که آنها بیش از سنگ بودند: نشانهای از مدارا، تاریخ، و پیوستگی انسان با گذشتهاش. نابودیشان، فقط حذف دو تندیس نبود؛ اعلام جنگی بود علیه هنر، هویت و حافظه.
و شاید به همین دلیل است که امروز، حتی در غیبتشان، از همیشه بلندتر دیده میشوند.
هتلجار نیوز؛ دیدهبان شفافیت در گردشگری و هتلداری ایران














