سرمایه سوزی خاموش
بی اعتنایی به تحصیل کردگان هتلداری در ایران
سرمایهسوزی خاموش؛ بیاعتنایی به تحصیلکردگان هتلداری در ایران
در بسیاری از کشورهای منطقه، از ترکیه تا امارات و عربستان، جذب تحصیلکردگان گردشگری و هتلداری یک رقابت ملی و استراتژیک است. دولتها برای آنها بورسیه تعریف میکنند، برندهای هتلداری با برنامهریزی دقیق آنها را از روز اول دانشگاه شناسایی و پرورش میدهند و مسیر استخدام و پیشرفت شغلی برایشان ترسیم میشود.
اما در ایران، شرایط کاملاً وارونه است.
دانشجویان ممتاز رشته هتلداری، حتی از ورود به هتلها برای دوره کارآموزی هم محروماند؛ و این نه بهخاطر نبود ظرفیت، بلکه بهدلیل نبود ذهنیت حرفهای در مدیریت منابع انسانی است.
برخی مدیران هتلها، بهویژه آنهایی که بدون پشتوانه علمی یا تجربهی واقعی، در این جایگاهها قرار گرفتهاند، دانشجویان را نه بهعنوان فرصت، بلکه «مزاحمت» تلقی میکنند. به آنان انگ بیتجربگی، بیسوادی یا غیرکاربردی بودن میزنند؛ در حالیکه خود هیچ بستر یادگیری، ارزیابی یا آموزش در محیط واقعی فراهم نکردهاند.
در این فضا، بسیاری از دانشجویان رشتههای تخصصی هتلداری و گردشگری، ناامید از آینده حرفهای، به گزینهای تلخ فکر میکنند: مهاجرت.
جوانانی که با سرمایه عمومی این کشور درس خواندهاند، به زبان، اصول، بازاریابی و مدیریت مدرن گردشگری مسلطاند، اما در نبود میدانِ تجربه، دانش آنها پژمرده میشود و انگیزهشان تحلیل میرود.
آیا این هزینه سنگین برای تربیت نیروی انسانی را تنها برای صدور آن به دیگر کشورها میپردازیم؟
آیا نباید مدیران هتلها و نهادهای متولی بهجای حذف، بهدنبال هدایت و پرورش نسل آینده باشند؟
توسعه هتلداری با دیوار کشیدن بین دانش و میدان اتفاق نمیافتد. اول باید میدان داد، بعد انتظار بازی حرفهای داشت.
فرصتسوزی نیروی تحصیلکرده، خسارتیست که به چشم نمیآید، اما آینده را میسوزاند.














