یکی از عجیبترین پدیدههای فضای رسانهای ما، انتقاد رسانه از انتقاد یک رسانه دیگر است؛ نه به خاطر اشتباه یا تحریف، بلکه صرفاً چون آن رسانه جرأت کرده از یک مسئول، وزیر یا معاون انتقاد کند!
وقتی رسانهای به جای پرسشگری، تبدیل میشود به مدافع بیقید و شرط مقامها، و برای خوشآمد آنها حتی با منتقدان رسانهای وارد جدال میشود، دیگر نمیتوان نام آن را «رسانه» گذاشت؛ بلکه چیزی شبیه روابط عمومی موازی است!
از آن جالبتر، اینکه **همان خبر «انتقاد از انتقاد»**، با وجود تلاش برای نمایش وفاداری، به زحمت به ۱۰۰ بازدید میرسد. یعنی مخاطب نه تنها باور نمیکند، بلکه بیتفاوت از کنار آن میگذرد.
آیا وظیفه رسانه، پرسیدن و نقد کردن نیست؟ آیا حمایت کور، شجاعت است یا معامله؟
وقتی رسانهای به جای رسالت رسانهای، نقش “کاسه داغتر از آش” را بازی میکند، مشخص است که مخاطبش را نهتنها از دست میدهد، بلکه به اعتماد عمومی هم آسیب میزند.
رسانه باید آینه باشد، نه پنکه!
“ما همه سرباز وطنیم.”














