دنکیشوتهای گردشگری؛ سوار بر اسبِ شعار
در روزگاری که گردشگری ایران بیش از هر چیز به خرد، کار و هماهنگی نیاز دارد، برخی مدیران چنان در زرهِ واژهها فرو رفتهاند که دیگر واقعیت را نمیبینند.
آنان در هر همایش، با لبخندی رسمی و قامتی مدیریتی، از «تحول پایدار»، «نقشه راه» و «سرمایهگذاری هوشمند» سخن میگویند؛ گویی صنعت با همین نور سالنهای کنفرانس و واژههای پرزرقوبرق جان میگیرد.
دنکیشوتهای این روزهای گردشگری، مردان و زنانیاند با رزومههای نامرتبط و دفترچههای پر از شعار که هر صبح در آیینه مینگرند و با خود میگویند: «من ناجی صنعت گردشگریام!»
با شمشیر پاورپوینت بر آسیاب بوروکراسی میتازند، بیآنکه بدانند آسیاب از باد خودشان میچرخد.
از «سرمایهگذاری در اقصی نقاط ایران» تا «تورهای نسل زد»، هر سخنشان میدرخشد، اما هر عملشان خاموش است.
چنان از شفافیت و قانونمداری سخن میگویند که شنونده میپندارد بهشت مدیریت بر زمین فرود آمده است.
در تقویمشان، همهچیز بهموقع برگزار میشود — جز وعدهها.
در شبکههایشان، همهچیز حرفهای است — جز واقعیت.
و در سخنانشان، «تحول» آنقدر تکرار میشود که معنایش از نفس میافتد.
شاید نیتشان خیر باشد، اما با هر حمله به آسیاب خیال، اندکی دیگر از واقعیت را زخمی میکنند.
آنکه میخواهد نجاتبخش این صنعت باشد، باید خاک جاده را بچشد، بوی اتاق را بفهمد و صدای گردشگر را بشنود — نه صرفاً طنین واژهی «پایداری» را.
شما چند نفر دنکیشوت این حوزه را میشناسید؟ نام نبرید، فقط تعداد بگویید.
هتلجار، دیدهبان شفافیت در هتلداری و گردشگری ایران.














