یکی از معضلات قدیمی صنعت گردشگری و بهویژه هتلداری ایران، حضور پررنگ گروهی از «مدعیان همیشه در صحنه» است؛ افرادی که حتی پس از پایان مسئولیت رسمیشان، همچنان تمایل دارند در همه امور دخالت کنند و هر انتصاب یا تصمیمی را به نام خود بزنند.
این خودبزرگبینی افراطی، ریشه در رفتار کسانی دارد که سالها خود را پرچمدار اخلاق و حرفهایگری معرفی کردهاند، اما در عمل هنوز نپذیرفتهاند که اگر رفتی، یعنی رفتی! مدیریت همانقدر که آغاز دارد، پایان هم دارد. وقتی دورهای تمام میشود، ماندن در حاشیه و دخالت در جزئیترین امور مجموعه سابق، نه نشانه تعهد که جلوهای از ناتوانی در پذیرش واقعیت است.
چرا برخی نمیخواهند باور کنند که دورانشان به پایان رسیده؟ چرا هر عزل و نصبی را به خود نسبت میدهند؟ این عادت خطرناک، هم مانع رشد مدیران تازهنفس میشود و هم فضای سازمان را به سمت بیاعتمادی و تردید میکشاند.
جالب آنکه بسیاری از همین افراد در زمان مسئولیت، کارنامهای چندان درخشان نداشتند؛ «تپهای نبود که برای خود گلکاری نکرده باشند». با این حال، به جای پذیرش نقد یا کنارهگیری آبرومندانه، همچنان بهدنبال اثبات حضورند؛ حضوری که بیشتر به سایهای سنگین بر سر مجموعهها میماند.
واقعیت این است که صنعت هتلداری ایران بیش از هر زمان دیگری نیازمند نسلی تازه از مدیران خلاق و متخصص است. اگر «مدعیان همیشه در صحنه» واقعاً دلسوز این صنعتاند، بهترین کمکشان آن است که تجربه خود را بهصورت مشاوره و انتقال دانش ارائه کنند، نه با دخالت و سهمخواهی در تصمیمات روزمره.
✈️ احترام به پایان مسئولیت، بخشی از بلوغ حرفهای است؛ در غیر این صورت، این چرخه معیوب همچنان تکرار میشود و چهرههای قدیمی تنها از شکلی به شکل دیگر درمیآیند.
🔖 «ما همه سرباز وطنیم»














