در بخش نخست این یادداشت از نشانههایی گفتیم که میتواند به تدریج منجر به حاشیه رفتن تخصص در برخی ساختارهای مدیریتی صنعت گردشگری منجر شود. اما پیامد چنین روندی تنها در سطح انتصابات باقی نمیماند؛ نخستین اثر آن بر روحیه نسل جوان و بدنه حرفهای این صنعت نمایان میشود.
جوانانی که با تحصیل در رشتههای گردشگری، هتلداری و مدیریت وارد این حوزه میشوند، انتظار دارند مسیر پیشرفت بر پایه تخصص، تجربه و کار حرفهای تعریف شود. اما زمانی که نشانههایی از تقدم روابط بر شایستگی دیده میشود، این تصور به وجود میآید که قواعد بازی تغییر کرده است.
در چنین فضایی، بسیاری از متخصصان جوان با یک انتخاب دشوار روبهرو میشوند؛ یا باید با این الگوها کنار بیایند، یا از میدان رقابت کنار بکشند.
نتیجه چنین شرایطی کاهش امید حرفهای و شکلگیری نوعی بیاعتمادی و رشد نا امیدی در میان نیروهای متخصص است؛ سرمایهای که هر صنعتی برای رشد پایدار به آن نیاز دارد.
و این آغاز داستان نفوذ است .
در این میان، گاه ظواهر فریبنده نیز به کمک این روند میآیند. واژههایی مانند توسعه، تحول، سرمایهگذاری و جوانگرایی بارها در سخنرانیها و گزارشها تکرار میشوند.
بازدیدها، نشستها و گزارشهای پرزرقوبرق منتشر میشود.
تداوم این روندها و تضعیف معیارهای تخصصی، قطعا یک خطای مدیریتی نیست بلکه تهدیدی علیه ساختار توسعه سرزمین و سلامت این صنعت بوده که مسیر را برای استحاله ساختارهای حرفهای هموار میکند.
صنعت گردشگری ایران برای عبور از چالشهای خود بیش از هر چیز به اعتماد بدنه حرفهای و مدیریت تخصصمحور نیاز دارد؛ نه فضایی که در آن تصویرسازی جایگزین کار حرفهای شود.
(بخش دوم از سه بخش – ادامه دارد)
هتلجار نیوز ؛ دیدهبان شفافیت در گردشگری و هتلداری ایران














