در نشست اخیر وزارت میراث فرهنگی با حضور وزیر، معاون گردشگری و برخی از مدیران کل، به همراه جمعی از رؤسای جوامع هتلداری و مدیران هتلهای زنجیرهای، موضوعاتی مطرح شد که اساساً طبیعی و از جنس چالشهای درونخانوادگی حوزه هتلداری و گردشگری بودند.
اینگونه مباحث و تقابلها در اغلب جلسات مشابه وزرا و ذینفعان وزارتخانهها رخ میدهد و نمیتوان آنها را بهعنوان موضوعات استثنائی و حائز اهمیت در نظر گرفت.
در واقع، تقابل نگاهها، طرح چالشها و انتقادات به رویهها، معمولاً منجر به شفافیت و حرکت رو به جلو خواهد شد.
اما نکتهای که در این نشست بهویژه در شرایطی که استرس زیادی بر جلسه حاکم و برجسته شد، به تفکر و مداقه بیشتری نیاز دارد.
زمانی که یکی از مدیران خوشنام هتلداری بهمنظور پایانبخشیدن به بحثها و جلوگیری از ادامهدار شدن تنشها، جلسه را بهطور مودبانه ترک کرد، یکی از مدیران در لحظهای حساس به دلایل نامعلوم ، یادداشتی به وزیر داد که در پی آن، جملاتی مطرح شد که شاید بهتر بود گفته نمیشد یا حداقل در جمع مطرح نمیشد.
اگرچه این جملات از نظر محتوا ممکن است اهمیت چندانی نداشتند، اما موضوع اصلی به موارد زیر بازمیگردد:
۱٫ چرا اگر مشکلی در فرآیند یا ساختار وجود داشت، این مشکل در گذشته مطرح و رفع نشده بود؟ آیا امکان وجود شائبههایی چون امتیازگیری در شرایط خاص وجود دارد؟ آیا باز هم نکاتی وجود دارد که ممکن است در شرایط مشابه ای مجددا برای دیگران هم مطرح شود ؟
۲٫ آیا در شرایط بحرانی که وزیر به دلایل مختلفی مانند تجمع جلوی درب ورودی و صدای همهمه افراد ایستاده و … در موقعیت حساسی قرار داشت، باید به جای کنترل اوضاع و ایجاد آرامش، می باید به واکنشهای خاص سوق پیدا می کرد؟ هدف از ارائه این یادداشت چه بود؟ و چرا این یادداشت در آن شرایط خاص مطرح شد؟
در نهایت، مدیریت درست در چنین لحظات حساس نمایان میشود. مدیریتی که نه تنها از بروز تنشها جلوگیری کند، بلکه موجب حفظ احترام متقابل، افزایش شفافیت و حرکت سازنده در مسیر بهبود امور گردد.
اینجا است که اهمیت مدیریت بحران و فرآیندهای شفاف بیشتر از هر زمان دیگری احساس میشود.
“إِنَّ فِي الصَّمْتِ لَحْنًا وَ فِي الْمُدَارَاةِ حِلْمًا.”
(نهج البلاغه، حکمت ۷۹)
هتلجار، دیدهبان شفافیت در هتلداری و گردشگری ایران














