در روزهایی نه چندان دور، برخی مدیران و مسئولان با افتخار از «مدیریت بحران در هتلداری» سخن میگفتند؛ از طرحهای نو برای اسکان جنگزدگان جنگ تحمیلی ۱۲ روزه مینوشتند و خود را قهرمان میدان معرفی میکردند. اما امروز، آن شعارها فاصلهای بعید با واقعیتی دارد که برخی خانوادههای آسیبدیده در برخی از هتلهای دولتی تجربه میکنند.
خانوادههایی که خانه و زندگیشان را از دست دادهاند، حالا در اقامتگاههایی که با سرمایه ملی ساخته و نگهداری میشوند، هر روز با پرسش تکراری «چه زمانی میروید؟» روبهرو میشوند. از محدودیت در ورود یک میهمان ساده گرفته تا ندادن ابتداییترین خدمات مانند حوله، لاندری یا حتی یک لیوان چای، همه و همه نشان میدهد مفهوم «مهماننوازی» تنها در سخنرانیها و گزارشها زنده است، نه در واقعیت زندگی روزمره جنگزدگان.
این خانوادهها نه گردشگر هستند و نه مهمان گذری؛ آنها شهروندانیاند که خانه و زندگیشان را از دست دادهاند و امروز ناچارند در هتلهایی بمانند که با پول همین مردم اداره میشوند. وقتی سادهترین نیازها مثل حوله تمیز، خدمات شستوشو یا حتی حق داشتن یک میهمان عادی نادیده گرفته میشود، پرسش اصلی این است: جایگاه «مسئولیت اجتماعی» در مدیریت چنین مجموعههایی کجاست؟ آیا شأن و کرامت انسانی جنگزدگان نباید دستکم به اندازه میهمانان عادی یک هتل محترم شمرده شود؟
اما پرسش مهمتر این است: چه کسی پیگیر رفع این وضعیت است؟ در همان روزهای بحران، همه از «همگرایی و همدلی» سخن میگفتند؛ از مردم ، وزیر و وکیل طلبکار بودند و مقابل رسانهها طلب مدال افتخار داشته و از اهمیت تکریم حرف میزدند. امروز اما بسیاری از همان مدعیان در سکوت و گوشهنشینی نظارهگرند و هیچ اقدامی برای بهبود شرایط نمیکنند.
هتلجار با صراحت اعلام میکند: این تنها یک روایت فردی نیست، بلکه بازتابی از شیوهای است که متأسفانه در برخی از هتلهای دولتی نهادینه شده است. اگر در نحوه مدیریت و برخوردها بازنگری فوری صورت نگیرد، ناچار خواهیم بود نام هتلها و مدیران مسئول را به صراحت در اختیار افکار عمومی قرار دهیم.
در عین حال، نمیتوان از همراهی و حمایت هتلهایی که در کنار مردم ایستاده و با حفظ شأن و کرامت جنگزدگان، مفهوم واقعی مهماننوازی را نشان دادهاند، چشمپوشی کرد. قدردانی از این مجموعهها ضروری است، چراکه نشان میدهد حتی در شرایط سخت هم میتوان اصول حرفهای و انسانی را رعایت کرد.
🔖 «ما همه سرباز وطنیم»














