هتل ممکن است ساختمانی چشمگیر، اتاقهای نوسازیشده، لابی مجلل و تجهیزات گرانقیمت داشته باشد؛ اما تجربه مهمان را در نهایت کارکنان میسازند. از نخستین تماس برای رزرو تا بدرقه در زمان خروج، کیفیت رفتار، دقت و انگیزه کارکنان است که یک اقامت معمولی را به تجربهای قابل توصیه یا خاطرهای ناخوشایند تبدیل میکند.
با این حال، در بسیاری از مجموعهها، هزینه کارکنان نخستین جایی است که در زمان فشار مالی هدف کاهش قرار میگیرد: استخدام با حداقل نیرو، شیفتهای طولانی، دستمزد نامتناسب، حذف آموزش و سپردن مسئولیتهای چندگانه به یک نفر. این تصمیم شاید در کوتاهمدت هزینه را پایین نشان دهد، اما در واقع هزینهای پنهان برای هتل میسازد.
کارکنانی که خسته، کمانگیزه یا فاقد آموزش کافی هستند، نمیتوانند بهصورت پایدار تجربهای حرفهای ارائه دهند. تاخیر در پاسخگویی، نظافت ناقص، خطا در رزرو، برخورد غیرحرفهای و ناتوانی در حل مسئله، اغلب نشانه ضعف فردی نیست؛ نشانه یک مدل مدیریتی است که کارکنان را «هزینه» میبیند، نه سرمایه.
هر بار که یک نیروی حرفهای هتل را ترک میکند، فقط یک جای خالی ایجاد نمیشود. دانش عملی، شناخت مهمانان، هماهنگی تیمی و تجربهای که در طول زمان ساخته شده نیز از مجموعه خارج میشود. سپس هتل باید برای جذب، آموزش و حفظ نیروی جدید هزینه کند؛ در حالی که مهمان، هزینه این بیثباتی را با کاهش کیفیت خدمات پرداخت میکند.
مدیریت حرفهای کارکنان یعنی دستمزد منصفانه، برنامه شیفت انسانی، مسیر رشد شغلی، آموزش مستمر، اختیار متناسب با مسئولیت و احترام در محیط کار. هتلی که به کارکنان خود امنیت و انگیزه میدهد، احتمال بیشتری دارد که مهمانان وفادار، نظرهای مثبت و درآمد پایدار داشته باشد.
صرفهجویی واقعی، حذف نیروی انسانی یا کاستن از آموزش نیست؛ کاهش خطا، افزایش بهرهوری و حفظ کارکنان توانمند است.
به نظر شما، برخورد کارکنان چقدر در انتخاب دوباره یک هتل تاثیر دارد؟
هتلجار نیوز؛ دیدهبان شفافیت در گردشگری و هتلداری ایران














