پلمب شبانه «مرویسنتر» در قلب تاریخی تهران فقط قفل کردن درِ یک کارگاه نبود؛ آخرین لحظهای بود که میشد ترمز را کشید تا حریم درجهیک کاخ جهانی گلستان زیر سایه یک مجتمع تجاری مرتفع برای همیشه از دست نرود. عودلاجان سالهاست زیر فشار برجسازی و مجتمعهای تجاری نفس میکشد و اگر این پروژه هم بیصدا بالا میرفت، فردا همین صحنه میتوانست به «قاعده» تبدیل شود نه استثنا.
ورود مستقیم وزیر میراثفرهنگی و دستور توقف فوری، عملاً شهر را از یک خطای غیرقابل جبران نجات داد. اگر آن بازدید میدانی، حساسیت کارشناسان حریم و فشار افکار عمومی نبود، هر طبقهای که بالا میرفت، هزینه تخریب بیشتر و جسارت تصمیمگیران کمتر میشد؛ آنوقت بهجای دفاع از حریم ثبتجهانی، همه چیز زیر عنوان «سرمایهگذاری انجام شده» توجیه میشد و منظر کاخ گلستان فقط در عکسها و کارتپستالها باقی میماند.
پلمب نیمهشب یک پیام روشن دارد: حریم آثار جهانی جای آزمون و خطای شهرسازی و معامله پشت درهای بسته نیست. اگر این پروژه به سرانجام میرسید، پیامش برای دیگر بافتهای تاریخی کشور این بود که «با کمی ریسک میتوان همه خطوط قرمز را جابهجا کرد»؛ پیامی که میتوانست فردا در شیراز، اصفهان، تبریز و دهها شهر تاریخی دیگر تکرار شود.
حالا که کارگاه موقتاً متوقف شده، همه نگاهها به تصمیم نهایی درباره سرنوشت این پروژه دوخته شده است؛ تصمیمی که مشخص میکند تهران در تعارض دائمی میان توسعه شتابزده و حفاظت از هویت تاریخی، بالاخره طرف کدام را میگیرد. این پرونده فقط درباره یک ساختمان نیست، درباره این است که آیا تعهدات بینالمللی، حرمت بافت تاریخی و خواست شهروندان واقعاً در عمل هم جدی گرفته میشود یا نه.
امید ما روشن است؛ اینبار نه یک مصالحه نصفهنیمه، بلکه توقف ساختوساز مرتفع، جمعکردن الحاقات ناهماهنگ و بازگرداندن شأن میدانگاه مروی و حریم بصری کاخ گلستان. تاریخ این شهر ارزان به دست نیامده که آسان پای میز معامله گذاشته شود. اگر امروز برای آن نایستیم، فردا شاید دیگر چیزی برای دفاع باقی نمانده باشد.
هتلجار، دیدهبان شفافیت در هتلداری و گردشگری ایران.














