یکی از آفتهای جدی صنعت گردشگری و بهویژه هتلداری ایران، نه کمبود منابع است و نه فقدان ظرفیت؛ بلکه انباشت نوشتهها و گفتارهای بیهویت، پرزرقوبرق و تهی از معناست. مقالاتی که نه مسئله مشخصی دارند، نه راهحل اجرایی؛ یادداشتهایی که بیشتر شبیه تمرین ادبیاند تا تحلیل تخصصی؛ و نامهها و گفتگوهایی که با القاب سنگین، استعارههای اغراقآمیز و مفاهیم کشدار، ضعف محتوا را پنهان میکنند.
در سالهای اخیر، شاهد رواج نوعی گفتمان در گردشگری بودهایم که بهجای عدد، داده و تجربه، به بازی با کلمات تکیه دارد؛ گفتمانی که هر مفهوم مبهمی را «فناوری»، هر ایده خامی را «مهندسی» و هر آرزو را «راهبرد کلان» مینامد، بیآنکه توضیح دهد این مفاهیم دقیقاً چگونه، کجا و با چه ابزارهایی قرار است به ثروت، اشتغال یا کاهش هزینهها منجر شوند. نتیجه چنین رویکردی، نه سیاستگذاری است و نه توسعه؛ بلکه سرگردانی تصمیمگیر و فرسودگی بدنه حرفهای صنعت است.
گردشگری بیش از آنکه به جملات پیچیده و اداهای روشنفکرانه نیاز داشته باشد، محتاج زبان ساده، مسئلهمحور و مسئولانه است. صنعتی که قرار است برای هتلدار، سرمایهگذار، نیروی انسانی و دولت کار کند، با استعاره و شعار پیش نمیرود. هر ادعای بزرگ، باید پشتوانه عدد، مدل اجرایی، تجربه قابل تکرار و مسئولیتپذیری داشته باشد. در غیر این صورت، حتی نیت خیر هم به ضد خود تبدیل میشود.
به نظر می رسد که برای «نوشتن برای دیدهشدن» و «نوشتن برای حل مسئله» باید خط روشنی کشیده شود. گردشگری ایران بیش از هر زمان دیگری به گفتار دقیق، نقد مسئولانه و تحلیل فروتنانه نیاز دارد؛ نه به انبوه کلمات پرطمطراقی که فقط صدای نویسنده را بلندتر میکنند.
هتلجار، دیدهبان شفافیت در گردشگری و هتلداری ایران














