در روزهایی که گردشگری دنیا با هوش مصنوعی، تورهای واقعیت مجازی و کمپینهای دیجیتال لحظهای مخاطب میلیونی جذب میکند، معاونت گردشگری کشور مراسمی برگزار کرد که بیش از نماد بازاریابی مدرن، سندی از ساختار فکریِ حاکم بر این حوزه بود: «آیین ارسال ۱۵ هزار کتابچه تبلیغاتی ایران به ۵۰ کشور هدف!»
یک؛ تناقض در آمار و واقعیت صحنه: دم از «۵۰ کشور هدف» زده شد؛ اما در تصویر کارتنهای رویهمچیده، حتی نام ۲۰ کشور هم دیده نمیشود. چرا بازار درجهیک گردشگری مثل آلمان بسته ندارد، اما مقاصدی درج شدهاند که مراوده گردشگری معناداری با ایران ندارند؟ معیار انتخاب بر پایه کدام سند آماری یا مطالعه بازاریابی است؟
دو؛ ماشین زمان به قبل از ۲۰۰۰: در عصر متاورس، بازاریابی محتوایی و شبکههای اجتماعی جهانی, چاپ ۱۵ هزار بروشور کاغذی سنگین متعلق به کدام سده است؟ آیا مسافران امروز برای سفر منتظر ورق زدن کاتالوگ دولتی میمانند؟ این حجم کاغذ و هزینه چاپ گلاسه در بحران ارز, توجیه اقتصادی داشت؟
سه؛ این آئین برای وزارتخانه چقدر آب خورد؟ هزینه ترجمه, طراحی, چاپ نفیس, لجستیک هوایی, همایش, تشریفات و پذیرایی مدیران… جمعاً به چند میلیارد تومان میرسد؛ خروجی این هزینهها برای هتلها و بخش خصوصی چیست؟ حتی یک گردشگر؟
چهار؛ کتابچه دست چه کسی میرسد؟ هدف ۱۵ هزار گردشگر است یا ۱۵ هزار آژانس؟ محموله که به سفارت رسید, سناریو چیست؟ آیا رایزن فرهنگی باید کارتنبهدست در خیابانهای مسکو و پاریس کتابچه پخش کند؟ تجربه نشان داده سرنوشت این بستهها خاک خوردن در انبارهای نمور سفارتخانههاست.
پنج؛ آیین رونمایی برای پست بسته؟! ارسال چند بسته پستی نیازمند سالن همایش و انبوهی از مدیران است؟ شگفتتر, حضور نمایندگان یونیفرمپوش ارتش و وزارت ورزش در رونمایی کتابچه گردشگری! چه توجیه تخصصی برای هتلداری و جذب گردشگر دارد؟
شش؛ بیتدبیریِ نهادینه در اتاقهای دربسته: آنگاه که هتلداران و آژانسها با رکود و تحریم دستوپنجه نرم میکنند, مدیران برای توزیع بروشور کاغذی کف میزنند و نامش را «دیپلماسی عمومی» و «مقابله با ایرانهراسی» میگذارند.
تحلیل ما ادامه دارد؛ بهزودی سیاهه هزینهها و نتایج این اقدام را بررسی و منتشر خواهیم کرد.
هتلجار نیوز؛ دیدهبان شفافیت در گردشگری و هتلداری ایران
عکس ها : خبرگزاری میراث آریا














